چرا نتیجه بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش کیفیت تصمیم نیست و چگونه اندیشیدن بهتر میتواند کیفیت تصمیمگیری سازمانی را ارتقا دهد؟
در بسیاری از سازمانها، کیفیت یک تصمیم را با نتیجه آن میسنجند. اگر
نتیجه مطلوب باشد، تصمیم درست تلقی میشود و اگر نتیجه مطابق انتظار نباشد،
تصمیم را اشتباه میدانند.
این شیوه قضاوت طبیعی به نظر میرسد. نتیجه، ملموسترین بخش هر تصمیم است؛
همان چیزی که در نهایت دیده میشود.
اما آیا آنچه دیده میشود، تمام آن چیزی است که باید درباره یک تصمیم
بدانیم؟
نتیجه، معیار کافی نیست
نتیجه یک تصمیم اهمیت دارد، اما بهتنهایی نمیتواند کیفیت آن را توضیح دهد.
آینده همیشه بخشی ناشناخته با خود دارد. به همین دلیل، حتی تصمیمی که بر
پایه تحلیل دقیق و قضاوت سنجیده گرفته شده است، ممکن است به نتیجه مطلوب
نرسد.
در مقابل، گاهی تصمیمی ضعیف، صرفاً به دلیل شرایط مساعد یا رخدادهایی
پیشبینینشده، موفق به نظر میرسد.
اگر تنها نتیجه را ملاک ارزیابی قرار دهیم، ممکن است از یک تصمیم درست،
درس نادرستی بگیریم یا تصمیمی نادرست را دوباره تکرار کنیم.
کیفیت یک تصمیم را چگونه باید ارزیابی کرد؟
کیفیت یک تصمیم را نباید تنها با آنچه بعد اتفاق افتاده سنجید؛ باید آن را
با کیفیت اندیشیدنی سنجید که در پس تصمیم قرار داشته است.
کیفیت اندیشیدن در داشتن اطلاعات بیشتر خلاصه نمیشود؛ بلکه از مجموعهای
از تواناییها شکل میگیرد:
●
دیدن مسئله از زوایای مختلف
●
به چالش کشیدن فرضیات
●
سنجیدن گزینههای مختلف
●
شناخت ریسکها و نادانستهها
●
رسیدن به قضاوتی آگاهانه
چنین تصمیمی نتیجه را تضمین نمیکند؛ اما احتمال رسیدن به نتیجهای بهتر را
افزایش میدهد.
تصمیمگیری؛ مزیتی که در طول زمان ساخته میشود
سازمانهای موفق، بیش از آنکه به دنبال حذف عدم قطعیت باشند، کیفیت
اندیشیدن پیش از تصمیم را ارتقا میدهند.
آنها میدانند هیچ فرایندی نمیتواند همه نادانستههای آینده را از میان
بردارد؛ اما میتواند کیفیت قضاوت امروز را بهتر کند.
پرسیدن پرسشهای دقیقتر، تحلیل عمیقتر، گفتوگوهای سازنده و آموختن از
تجربهها، بخشی از همین مسیر است.
در بلندمدت، مزیت رقابتی بسیاری از سازمانها در این نیست که همیشه
تصمیمهای درستی میگیرند؛ بلکه در این است که کیفیت تصمیمگیری خود را
پیوسته ارتقا میدهند.
فراتر از متن
شاید تفاوت سازمانهای موفق با دیگران در این نباشد که آینده را دقیقتر
پیشبینی میکنند؛ بلکه در این باشد که پیش از هر تصمیم، بهتر میاندیشند.
آینده را نمیتوان تضمین کرد، اما میتوان با ارتقای کیفیت اندیشیدن، شانس
ساختن آیندهای بهتر را افزایش داد.
جمعبندی
نتیجه هر تصمیم از ترکیب کیفیت قضاوت، اطلاعات موجود، شرایط محیطی و
رخدادهایی شکل میگیرد که همه آنها در کنترل تصمیمگیرنده نیستند.
به همین دلیل، یادگیری سازمانی زمانی دقیقتر میشود که علاوه بر نتیجه،
فرایند اندیشیدن و کیفیت تصمیمگیری نیز بررسی شود.
تصمیمهای بهتر، از اندیشیدن بهتر آغاز میشوند.